مرتضى مطهرى
99
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
گاليله و نيوتن به آن نتيجه رسيده است . آيا گاليله و نيوتن نظر خويش را از ابنسينا الهام گرفتهاند يا همانطور كه وانمود مىشود آن دو نيز به هيچ وجه مديون ابن سينا نيستند ؟ خدا داناست . * به چه دليل آسمان كون و فساد نمىپذيرد ؟ سؤال دوم : چرا ارسطو در دو جاى كتاب خود تطابق توصيف مردم قرون گذشته را با وضع فعلى فلك ، دليل ثبات و يكنواختى و تغيير ناپذيرى آن گرفته است ؟ هر كس تعصب نداشته باشد و بر نادرست اصرار نورزد مىداند كه به هيچ وجه معلوم نيست كه هميشه وضع آسمان همين گونه بوده كه هست . آن مقدار كه از احوال فلك معلوم است ، از آنچه اهل كتاب ( ظاهراً مقصود پيروان كتاب مقدس يا خصوص تورات است كه درباره خلق جهان اطلاعاتى داده كه با آنچه ارسطوئيان مىگويند مغاير است ) مىگويند ناچيزتر است . آنچه هم از اهل هند و امثال ايشان در اين زمينه نقل مىشود ، واضح البطلان است ، زيرا آنها دربارهء اوضاع زمين نيز مدعى هستند كه هميشه بدين منوال بوده كه هست و حال آنكه حوادث دفعى و يا تدريجى و متناوب زيادى در معمورهء زمين رخ داده كه اوضاع زمين را دگرگون كرده است همچنانكه كوهها نيز به يك منوال نمانده است . اگر شهادت نسلهاى قديم دليل چيزى باشد پس بايد اوضاع كلى زمين را نيز ثابت و يكنواخت و تغيير ناپذير بدانيم . جواب : بايد بدانى كه ارسطو هر چند اين مطلب را در كتاب خويش آورده است ، اما آن را يك امر برهانى و قطعى تلقى نكرده است ( يا سخن پيشينيان را به عنوان دليل و برهان بر مدعا ذكر نكرده است ) . اما اين هم هست كه آسمانها را به كوهها نتوان قياس كرد . مردمان هر چند وضع كوهها را از نظر اصول و كليات ثابت مىدانند ، اما شاهد تغييرات زيادى در اوضاع جزئى از قبيل خرد شدن بعضى و متراكم شدن بعضى روى بعضى ديگر و از نظر تغيير شكل دادن كوهها بودهاند . افلاطون در كتاب سياست تغييراتى بيش از اين را نيز ذكر كرده است . گويا تو اين اعتراض را از كتب يحيى نحوى كه با تظاهر به مخالفت با ارسطو با مردم نصارى عوامفريبى مىكرد اقتباس كردهاى در صورتى كه همين شخص در